ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٧  

<script src="http://www.30ds.com/ads/feed/show_banner.php?AdsID=9182&num=1&percent=0&size=1&direction=0" ></script>


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٧  
بسم ا...ایران وطن ماست:هر انسانی وطنی دارد، به آب و خاکی متعلق است، زادگاهی دارد. ملیتی دارد، نیاکانی دارد، نژاد و اصل و نسبی دارد. حکومتی دارد، انتخاباتی دارد، دین و آیین دارد، فرهنگ و زبانی دارد، قهرمانان و اسطوره هایی دارد، علما و دانشمندانی دارد، حکما و فیلسوفانی دارد، عارفان و شاعرانی دارد، سرگذشت و تاریخی دارد، همه اینها اگر در یک کلمه جمع شوند، آن یک کلمه وطن است. و وطن ما مردم ایران است، ایران...

ایران سرزمین مادها و آریاییان و همه اقوام ایرانی است. سزمینی با بیش از ده هزار سال سابقه تاریخی، سرزمین حکومت های مقتدری چون پیشدادیان، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و دولت های مقتدر بعد از اسلام .

ایران پایگاه فیلسوفان بزرگی چون فارابی(معلم ثانی)، ابن سینا، ناصرخسرو،خواجه نصیرالدین طوسی، شهاب الدین سهروردی، میرداماد، میر فندرسکی، ملاصدرا، ملا هادی سبزواری، علامه طباطبائی، مرتضی مطهری و بزرگان فراوان است.ایران سرزمین حاکمانی چون کوروش کبیر، داریوش بزرگ و اخلاف آنهاست که تا شرق مغرب و شمال و جنوب آسیا و حتی بخش هایی از شمال آفریقا و جنوب اروپا را زیر سیطره و حوزه اقتدار خود در آوردند.ایران سرزمین نخبگان و دانشمندانی چون: فارابی، زکریای رازی، ابن سینا، ابوریحان بیرونی و دکتر علی شریعتی و امثال آنهاست.ایران سرزمین شاعران فرهیخته ای چون: رودکی، فردوسی، سنایی، خاقانی، ناصرخسرو، نظامی گنجوی، سعدی، حافظ، مولوی، ملک الشعراء بهار، نیما، شهریار و سهراب و صدها شاعر به نام دیگر است.ایران  پرورنده  قهرمانانی چون رستم دستان، آرش کمانگیر یعقوب لیث، لطفعلی خان زند، پهلوان بزرگ یزدی غلامرضا تختی، حسین رضازاده و هزاران پهلوان نامی بزرگ دیگر است.ایران  کشور اسلامی و پیرو اهل بیت(ع) کشور صاحب الزمان (عج) و امام رضا(ع) است.ایران سرزمین شهیدان بزرگ تاریخ ما، شهدای جنگ تحمیلی و دلاور مردان نیکنام تاریخ معاصر ماست.اینجا زادگاه ما ایرانیان است، ریشه های ملی، تاریخی، نژادی، قومی و دینی ما در این سرزمین و در اعماق دل این مرز و بوم جای گرفته اند. کجا برویم که بهتر از این شرایط برایمان فراهم باشد؟ کدام سرزمین و آب و خاک تا به این حد به ما تعلق دارد؟ کجا برویم که تا این اندازه احساس مالکیت به ما دست بدهد؟ کدام کشور تا این حد به ما نزدیک است و کدام ملت است که تا این مقدار آغوش پر مهر خود را بر روی ما بگشاید و ما را فرامی خواند. پس به کجا می روید؟[1] اینجا بهترین سرزمین است که می توان نقش های مثبت آن صحنه های نمائی زندگی را بخوبی ایفا کرد تا عضوی از بهترین های دنیای دیگر و بهشت جاودانی موعود باشیم. لذا عشق، محبت، احساس، عاطفه، عقل و منطق است که هر ایرانی را به ایران فرامی خواند. تا در اینجا ایران و اسلام و اسلام و ایران را در کنار یکدیگر و با هم در آغوش بکشند. و بزرگان ما ندا می دهند که ایران بدون اسلام، و اسلام بدون ایران هرگز برای شما سعادت نخواهد آورد. همچنانکه خیلی از کشورهای ثروتمند جهان علی رغم تمکن مالی به رستگاری نرسیده اند و نخواهند رسید.
کلمات کلیدی: ایران
 
ای بابا
ساعت ۱:٥٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٦  

من نمی دونم چرا وبلاگ من اینقدر دیر بالا میاد

.

.

.

حداقل واسه خودم


کلمات کلیدی:
 
ایران آباد من
ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸٦  

دوستای عزیزم تازگی ها یه چیزی رو فهمیدم


اینکه:


-اگه فکر میکنیم این دولت رضایت ما رو فراهم نمیکنه


-اگه فکر میکنیم شاید اگه زمان شاه بود وضعمون بهتر بود(که بود)


ـاگه فکر میکنیم باید فقط یه جا بشینیم و غر بزنیم


*سخت در اشتباهیم*


باید :


دست در دست هم دهیم به مهر     میهن خویش را کنیم آباد


بیایم از خودمون شروع کنیم


نه.......... نه.......... نه


پنجره رو نبندید


نمی گم روسری هامون رو تا بالای ابرومون پایین بکشیم یا اینکه چادر سرمون کنیم و افسردگی بگیریم یا یقه پیرهنمون رو تا زیر دماغ بالا بیاریم


من فقط میگم :


**بیایید به همه ثابت

 کنیم ما از بازماندگان

 قوم با شرف آریا و از

 سربازان جاودان

کوروشیم**


کلمات کلیدی:
 
یه خبر
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ دی ،۱۳۸٦  

سلام

یه مطلب پیدا کردم باقلوا داشته باشید:

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
من هم مي ميرم اما نه مثل ...
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸٦  

من هم مي ميرم

اما نه مثل غلامعلي

که از درخت به زير افتاد

پس گاوان از گرسنگي ماغ کشيدند

وبا غيظ ساقه هاي خشک را جويدند

چه کسي براي گاوها علوفه مي ريزد؟

 

من هم مي ميرم

اما نه مثل گل بانو

که سر زايمان مرد

پس صغرا مادر برادر کوچکش شد

و مدرسه نرفت

چه کسي جاجيم مي بافد؟

 

من هم مي ميرم

اما نه مثل حيدر

که از کوه پرت شد

پس گرگ ها جشن گرفتند

و خديجه بقچه هاي گلدوزي شده را

در ته صندوق ها پنهان کرد

چه کسي اسبهاي وحشي را رام مي کند؟

 

من هم مي ميرم

اما نه مثل فاطمه

از سرما خوردگي

پس مادرش کتري پر سياوشان را

در رودخانه شست

چه کسي گندم ها را به خرمن جا مي آورد؟

 

 

 

من هم مي ميرم

اما نه مثل غلامحسين

از مارگزيدگي

پس پدرش به دره ها و رود خانه هاي بي پل

نگاه کرد و گريست

چه کسي آغل گوسفندان را پاک مي کند؟

 

من هم مي ميرم

اما در خياباني شلوغ

دربرابر بي تفاوتي چشمهاي تماشا

زير چرخ هاي بي رحم ماشين

ماشين يک پزشک عصبان

وقتي که از بيمارستان بر مي گردد

 

پس دو روز بعددر ستون تسليت روزنامه

زير يک عکس 6در 4 خواهند نوشت

اي آنکه رفته اي...

 

چه کسي سطل هاي زباله را پر مي کند؟

                                                               

                                                        سلمان هراتی


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸٦  
این وبلاگ متعلق به عاطفه می باشد
کلمات کلیدی: